سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سپارنده دانش نزد غیر اهل آن، مانندآویزنده گوهر و مروارید و طلا بر گردن خوکان است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :11
بازدید دیروز :11
کل بازدید :60549
تعداد کل یاداشته ها : 68
103/2/10
7:11 ع

این ملت بزرگ ایران است که با قامتی استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرک و فریاد او برای ادامه ی راه بیشتر می شود.

«امام خمینی (ره)»

 


  
  

من مشهدیم و افتخار می کنم به مشهدی بودن خودم و ناراحت میشم وقتی یه چیزایی رو میبینم


ناراحت میشم وقتی میبینم که لهجه همشهریام رو به سخره میگیرن ناراحت میشم وقتی میبینم من و همشهریام رو با القاب بی معنی و نا مربوط صدا میکنن.....


من مشهدیم و غمگین میشم وقتی میبینم که هر وقت هر کارگردانی میخواد  سطح فرهنگ پایین بعضی از افراد رو نشون بده از لهجه همشهریام استفاده میکنه برام فرقی نمیکنه که خودم ازش استفاده میکنم یا نه برام مهم نیست که چند بار خودم به این لهجه حرف زدم ولی به کسی حق نمیدم که بخواد این لهجه رو مسخره کنه!!!!!


من ایرانیم و افتخار میکنم به ایرانی بودنم و ناراحت میشم وقتی یه چیزایی رو میبینم


ناراحت میشم وقتی لهجه هم وطنام رو مسخره میکنن ناراحت میشم وقتی هم وطنام رو با الفاظی خطاب میکنن که ...........


ترک،لر،کرد،شیراز،مشهد،اصفهان،تهران مگه نه اینه که ما با هم هم وطنیم ؟مگه ما با هم دوست و برابر و برادر نیستیم؟پس چرا هم رو با این الفاظ خطاب میکنیم؟چرا یاد گرفتیم که از هم به طور کورکورانه پیروی کنیم؟چرا هیچ وقت به حرفایی که در مورد هم میزنیم توجه نمیکنیم؟چرا باید خیلی راحت به هم توهین کنیم؟چرا حاضریم به خاطر دو دقیقه لبخند و شوخی یه قوم و طایفه رو یه دوست و همسایه رو مسخره کنیم؟چرا........


مگه ما به این شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند            که در آفرینش ز یک گوهرند                      اعتقاد نداریم؟


پس چرا با حرفامون باید اعضای بدن خودمون رو به درد بیاریم؟؟؟؟؟


عصبانی میشم وقتی میبینم یه عده همین جوری خیلی راحت حرف های نامربوط میزنن در مورد هم وطنام......حالا چه ترک و چه لر و چه مشهد


آهای مردمی که خیلی راحت با حرفاتون دل هم رو میشکنید بدونید که دل شکست هنر نیست اگه تونستی تکه های یه دل شکسته رو دوباره بند بزنید هنر کردید............


- چند وقت پیش یه پیامک برام اومد....یه جک بود.....وقتی خوندم اون قدر عصبانی شدم که همون جا پاکش کردم میخواستم به فرستنده این حرفایی که بالا نوشتم رو بگم بگم من ایرانیم بگم حق نداری به هم وطنای من توهین کنی...ولی دیدم فایده نداره آخه تا وقتی ما بخوایم بدون اطلاع از هرچیز همین جوری ازش اطاعت کنیم مشکلاتمون باقی خواهد موند....


حالا این پیروی ممکنه که در حرف هایی باشه که پشت سر هم میزنیم....یا در کارهایی که غربیا انجام میدن!


14 فوریه روز ولنتاین!!!!الان کمتر جونی در مورد مناسبت این روز نمیدونه.....روز عشق؟!!!!!!!!!!!اونم چه عشقی،عشق های خیابونی؟!!!!!!!!!!!!!!


متاسفم برای خودم و جامعه خودم که هر مغازه ای که میرم پشت ویترین باید عروسک و جعبه و شکلات ببینم...


اول ذی الحجه.....کسی مناسبت این روز رو میدونه؟کسی می تونه بدون نگاه کردن به تقویم بگه این روز چه روزیه!!!!همون جوون هایی که الان در به در دارن دنبال هدیه میگردن که به عشقشون تقدیم کنن میدونن که این روز پیوند آسمونیه دو نفر شکل گرفت؟عاشقانه ترین روز دنیا؟


ببخشید دلم پر بود خیلی زیاد....امیدوارم که یه ذره بیشتر در  مورد کارایی که میکنیم فکر کنیم!


آموزش شیرین لهجه مشهدی(قسمت آخر)


این آخرین پستیه که درمورد لهجه مشهدی مینویسم خودم که خیل پی چیزی از این قسمت یاد گرفتم واقعا خیلی از کلمه ها رو بلد نبودم امیدارم که برای شما هم مفید بوده باشه...........سناجون،ریحونی،عروس آینده سوگل عزیز،آتنا دوست خوبم،و آقایون شبانه،مشهدی وکارشناس محترم آقای علی س.م و  بقیه دوستانی که الان حضور ذهن ندارم ممنونم از این که این بخش رو دنبال کردین......


واحد:اتوبوس                                     کاغذ باد:بادبادک


درتمبه:در پشت بام                            آجیر:سر حال


 


 


  
  

سر زد از افق ، مهر خاوران

فروغ دیده ی حق باوران

بهمن فر ایمان ماست

پیامت ای امام

اسـتـقـلال

آزادی

نقش جان ماست

شهیدان پیچیده در گوش زمان

فریادتان

پاینده مانی و جاودان

جمهوری اسلامی ایران


89/11/18::: 12:32 ص
نظر()
  
  

ایران بزرگ ، آریانا ، ایرانا ، ایران:

قلمرو فرمانروایی «دولت ایران» در درازای تاریخ این سرزمین ، یعنی از چند هزار سال پیش تا دو سده ی اخیر پهنه ی «فلات ایران» بود.

فلات یا پشته (نجد) ایران،یک واحد شناخته شده ی جغرافیایی در سطح جهانی است.

این سرزمین پهناور که بیش از چهار میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد،در درازای چند هزار سال ، قلمرو دولت ایران بود. البته ی در زمان های بسیار این قلمرو از پهنه ی فلات ایران فراتر رفته است و در زمان هایی نیز چندین دولت ایرانی (در آرامش و یا جنگ و ستیز) در کنار هم در این پهنه فرمانروایی داشته اند.

با آغاز سده ی نوزدهم میلادی دولت ایران مورد یورش سازمان یافته ی استعمارگران اروپایی یعنی امپراطوری روس و انگلیس قرار گرفت. در دوره ای کمتر از هفتاد سال دولت ایران وسیله ی دو امپراطوری مزبور تجزیه شد و بخش های پهناوری از آن تحت سلطه ی روس ها و پاره ای نیز زیر چنگ بریتانیا قرار گرفت. در این میان با دخالت های آشکار و نظامی بریتانیا و با تحمیل قرارداد پاریس ، بخش مستقل باقیمانده از حاصل تجزیه نیز ، دو پاره شد.

با ظهور دولت عثمانی در این بخش از جهان هجوم دولت مزبور به سرزمین های دولت ایران چندین سده به درازا کشید و به دنبال فراز و فرودهای بسیار در جنگ های میان دو دولت،بخش هایی از سرزمین های ایران در غرب از دست رفت که مرزهای کنونی در غرب ایران زمین حاصل آن است.

در فراگشت تجزیه ی «دولت ایران» در سده ی نوزدهم میلادی پایتخت ایران در شهر تهران قرار داشت. از این رو با هر تجزیه و جدایی ، نام «ایران» برای باقیمانده ی آن بخش که در بر گیرنده ی پایتخت یعنی «تهران» بود باقی ماند.

بدین گونه برای «میراث داران» دولت ایران ا گاه کهن تا همین سالهای اخیر این توهم ایجاد شده است که منظور از واژه ی ایران،سرزمین و دولت کنونی ایران است. در حالی که اگر پایتخت دولت ایران در دوران تجزیه های اخیر فلات ایران در شهر کابل ، بخارا ، گنجه و یا ... قرار داشت امروز بخش هایی که شهر کابل ، بخارا ، گنجه و یا ... در آن قرار دارند به نام «ایران» خوانده می شد. در آن صورت «ایران» امروزی بدون تردید نام دیگری می داشت.

این چیزیست که امروز اهمیت آن برای تاریخ نگاری و بررسی پیشینه ی کهن مردمانی که در این روزگار از هم جدا افتاده اند و در واحدهای سیاسی گوناگون زندگی می کنند بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.

با توجه به این که فرزندان این پدر بسیارند و شاید پاره ای از آنها ، در اثر قرار گرفتن زیر سلطه ی بیگانه و یا تحت تبلیغات بیگانگان ، از «اصل خود» دور افتاده اند ، می بایست برای باز جستن «روزگار وصل» فرهنگی ، مراکزی فعال در خانه های این «فرزندان» ، بر پا گردد تا این کار سترگ ، به انجام برده شود.

فرزندان «پدر» ، این مردمان اند و در حال حاضر در این واحدهای سیاسی زندگی می کنند.


  
  

کجای این جهان بزرگ قرار داریم؟

هموطن خوبم:

سوال کجای این جهان بزرگ قرار داریم؟ سوال بسیار مهمی است که اگر همواره از خود آن را بپرسیم،سبب حرکت رو به رشد ما در دنیای امروز خواهد شد. صادقانه از خود بپرسید: امروز در کجای این دنیا قرار دارم و فردا جایگاه من کجا خواهد بود؟ اگر حس کردید که جواب این سوال شما را قانع نمیکند و اهداف امروزتان با فردا چندان تفاوتی ندارد به فکر فرو روید و تمام تلاش خود را برای تغییرات مثبت در زندگی به کار ببرید. سعی کنید هر روزتان بهتر و پر بارتر از روز گذشته باشد تا پنجره های پیروزی و موفقیت بیشتری به رویتان باز شود.


  
  
<   <<   6   7   8   9